![]() |
![]() |
|
|
به نام خدا سلام به ليلاي عزيزم اميدوارم حالت خوب باشه و سلام به شما بچه هاي عزيز و دوست داشتني خودم اميدوارم حال همگي شما خوب باشه و لحظات خوبي را در كنار ليلاهاتون گذرونده باشين.ديشب آخرين بارون بهاري هم بباريد و من كه عاشق بارونم رفتم زير بارون قدم زدم كه يه دفعه ياد ليلا افتادم كه بهم گفت مواظب خودت باشي...من هم زودي رفتم زير آلاچيق كه توي پارك كنار جاده بود ايستادم و به دانه هاي بارون نگاه ميكردم حالا نمي دونم اين گريه ها مال چي بود. اي كاش ليلا هم اينجا بود و باهم گريه آسمان را مي ديديمآخه ليلا هم از بارون خوشش مياد.ولي اون موقع، ليلا، زير بارون بود. من بهش گفته بودم مواظب خودت باش و هميشه هم گفتم ولي اونگوش نداده و حالا هم اون مريض شده......نمي دونم از دستش ناراحت هستم يا نه ولي از دست خودم خيلي ناراحت هستم كه چرا من زياد زير بارون نبودم تا من هم حالا، حاله ليلا را داشته باشم.
برای لحظه هایم ،برای دردهایم وبرای شبهایم تو مرهمی ،تو مونسی تو جون پناهی ،بی توزندگی مثل چراغی است خاموش،مثل رهگذری درمانده در جادهای بی کسی . بی تو گمشده ام در کوچه سارهای زندگی ،آری بی تو گم شده ام در کوچه پس کوچه های عمر ،ليلا خورشید عشق من با تو طلوعی دوباره خواهد داشت و آسمان قلبم هر شب با خنده هایت ستاره باران خواهد شد.
به نام تو که برام مثل باروني وبه یاد تو که هر لحظه رو برومی وسلام به تو که تمام وجودمی نازنینم ،من که دلم تاب نداره زندگیم دیگه تعریف نداره می دونی دلم برات تنگ شده بود زندگی بی تو واسم زهر شده بود زندگی بی تو واسم زهر شده بود... دعا ميكنم كه همه شما دوستان خوبم به ليلا تون برسين و مواظب شون باشين كه كمي زير بارون برن تا مثل ليلاي من مريض نشن . با آرزوي موفقيتبراي همه شما دوستان عزيز و سلامتي ليلا جونممخلص شما... ليلا دوستت دارم![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 15:47 توسط سلمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
لیلا دوستت دارم ولی زمان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|